الفيض الكاشاني

528

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

پاسخ اين است كه : خانهء متوكّل از اثاث و متاع خالى نيست مانند كاسه‌اى كه در آن غذا خورد و كوزه‌اى كه از آن آب بياشامد و ظرفى كه از آن وضو گيرد و انبانى كه توشه‌اش را در آن نگهدارد و عصايى كه با آن دشمن را دفع كند و جز اينها كه از اثاث خانه و ضرورات زندگى است و نيز گاهى مالى به دست او مىرسد و او آن را نگه مىدارد تا به نيازمندى برساند و اندوختن مال به اين نيّت توكّل او را باطل نمىكند . همچنين از شرايط توكّل نيست كه كوزه‌اى را كه در آن آب مىخورد و انبانى را كه توشه‌اش را در آن نگه مىدارد از خود دور كند . و اين در خوردنى و در هر مالى است كه زيادتر از مقدار ضرورت نباشد ، زيرا سنّت حق تعالى بر اين جارى است كه خير را به فقراى متوكّل كه در گوشه‌هاى مسجدها به سر مىبرند برساند ، و سنّت او بر اين قرار نگرفته است كه كوزه‌ها و متاعها را در هر روز و هر هفته پراكنده سازند ، و خروج از سنّت خداوند شرط توكّل نيست . اگر بگويى : چگونه ممكن است تصوّر كرد كه متاع مورد نياز او را ببرند و غمگين نشود ؛ اگر اين متاع را خواهان نبود چرا آن را نگهداشت و در را به خاطر آن قفل كرد ؛ و اگر نگهداشتن آن به خاطر نياز به آن بوده است چگونه از به سرقت رفتن آن آزرده و اندوهگين نمىشود در حالى كه ميان او و مطلوبش جدايى افتاده است ؟ پاسخ اين است كه : او آن را نگه مىدارد تا براى دين خود از آن كمك گيرد ، چه گمان مىكند خير او در نگهداشتن اين متاع است و اگر خير او در اين نبود خداوند آن را روزى او نمىساخت و آن را به او نمىداد . بنابر اين او با استدلال به اين كه خداوند آن را برايش ميسّر ساخته است و حسن ظنّ او به خداوند ، و گمان او به اين كه متاع مذكور از اسباب كمك به دين اوست آن را نگه داشته است ، ليكن اين امر از نظر او قطعيّت ندارد ، زيرا احتمال دارد خير او در آن باشد كه به فقدان اين متاع مبتلا شود تا در تحصيل مقصود خود دچار رنج و سختى گردد ، و با تحمّل رنج و زحمت ثواب او بيشتر شود . از اين رو هنگامى كه خداوند با چيره ساختن دزد بر او آن متاع را از او مىگيرد دلش دگرگون نمىشود ، چه او در همهء احوال به خداوند وثوق و حسن ظنّ دارد و مىگويد : اگر نه اين است كه خداوند دانسته است خير و صلاح من تا كنون در وجود آن بوده و اكنون در عدم آن است آن را از من نمىگرفت . بدين گونه مىتوان تصوّر كرد كه اندوه از او بر طرف شود ، زيرا از اين طريق خوشحالى او به اسباب از حيث اين كه اسباب است